تاریخ، هرچند دیر، اما بیوقفه حرکت میکند و هیچ قدرتی که بر خاک ملتها و خون و زندان بنا شده باشد، جاودانه نمانده است.
تحولات اخیر و حملات انجامشده از سوی اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه مراکز و چهرههایی از ساختار جمهوری اسلامی، نشانهای آشکار از فرسایش نظامی است که دههها بقای خود را بر سرکوب داخلی و بحرانآفرینی منطقهای استوار کرده بود.
برای ملت کورد، نام علی خامنهای و حلقه قدرت پیرامون او، تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ نماد دههها خونریزی، اعدام جوانان کورد، قتل فعالان سیاسی، نابودی روستاها، و پر کردن زندانها از فرزندان این سرزمین است.
برای ملت کورد، نام علی خامنهای و حلقه قدرت پیرامون او، تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ نماد یک دوره تاریک است. نماد دههها خونریزی، ،دورهای که در آن جوانان کورد به جرم آزادیخواهی اعدام شدند، فعالان سیاسی در زندانها شکنجه گشتند، گورهای بینام و مادران، سالها چشمانتظار بازگشت فرزندانشان ماندند.
هر مقام و وزیری که در سرکوب ملتها، در کشتار معترضان، در صدور احکام مرگ و در خفهکردن صدای آزادی نقش داشته است، پیش از هر دادگاهی، در محکمه وجدان ملتها محکوم است. سقوط هیبت چنین چهرههایی، نتیجه مستقیم سیاستی است که بر زور استوار بود و بر ترس تغذیه میکرد.
ما برای مرگ انسانها هلهله نمیکنیم اما انان کە از انسانیت بوی نبردند مرگشان جای شادی و تبریک است؛ وقتی پایههای ظلم به لرزه میافتد، در آن لرزش، قدرت ملت را میبینیم. وقتی ستونهای سرکوب ترک برمیدارد، در همان شکافها امید جوانه میزند. و آنگاه که چهرههای مغرور قدرت رنگ هراس میگیرد، آیندهای را میبینیم که در آن با اراده ملتها سرنوشتها نوشته میشود، نه با فرمان مستبدان؛ آیندهای که در آن کرامت انسانی معیار قدرت خواهد بود.
این لحظه، تنها جشن مرگشان نیست؛ نشانه فروپاشی توهمِ شکستناپذیری است. دیوارهای زندان هرچند دیر اما فرو میریزند، و هیچ زنجیری ابدی نیست. کوردستان نه فراموش کرده است و نه تسلیم شدە بود؛ حق تعیین سرنوشت، حقی تاریخی و غیرقابل معامله است، و آینده از آنِ ملتهای بیدار و آزاد خواهد بود، نه حاکمان سرکوبگر.
پایان باد هر نظامی که بر سرکوب و انکار ملتها بنا شده است.