اتحادیه انقلابی کردستان
Revolutionary Union of Kurdistan
دوشنبه 11 اسف 1404

       

از بهشت زهرا تا مونیخ

از بهشت زهرا تا مونیخ
سوژین محمدی

هشدار تاریخ درباره فریب جمعیت‌های پرشور
تاریخ  یک هشدار روشن دارد:
هیچ جمعیتی  هر چقدر هم پرشمار، تضمین‌کننده آزادی نیست.

در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷،  خمینی در بهشت زهرا در برابر انبوه جمعیت ملیونی  وعده آزادی، عدالت و استقلال داد. میلیون‌ها نفر با امید به رهایی از استبداد سلطنتی به خیابان آمدند. اما آنچه در انجام ان شد. حکومتی نظامی بود که تمرکز قدرت را در قالب مذهبی ولایت فقیە نهادینه کرد؛ تمرکزی که منتقدان آن را یکی از اصلی‌ترین موانع توسعه سیاسی و آزادی‌های مدنی در چهار دهه گذشته می‌دانند کە هر جنایتی را در پشت پردە همان مذهب بە نام دین بە مردم فروختند.
در شهر مونیخ نیز گردهمایی‌هایی پیرامون سخنرانی‌های رضا پهلوی برگزار می‌شود؛ با همان عنصر آشنا: جمعیت، شعار تغییر. یک ملت یک پرچم یادی از خمینی حزب فقط حزب الڵە و رستاخیز ٥٣ه

این  جمعیت جایگزین نهاد میشوند، آیا دوباره شور سیاسی، جایگزین طراحی ساختارهای کنترل قدرت خواهد شد؟
در سال ۱۳۵۷، وعده‌ها روشن بود اما سازوکارها مبهم.
امروز نیز سخن از گذار،همه‌پرسی.سکولاریسمو حقوق بشر به میان می‌آید.
چه تضمینی برای جلوگیری از تمرکز دوباره قدرت وجود دارد و چه مکانیسمی مانع شکل‌گیری حلقه‌های بسته قدرت خواهد شد و کدام  نهاد مستقلی می‌تواند رهبران آینده را پاسخگو نگه دارد؟
دوره سلطنت به‌ویژه در زمان محمدرضا پهلوی با توسعه اقتصادی و مدرن‌سازی شناخته می‌شود، اما همزمان با محدودیت‌های سیاسی، انحصار قدرت و کنترل امنیتی نیز همراه بود.اما ان توسعه اقتصادی و مدرن‌سازی نیز تنها شامل ایران نبود بلکە در افغانستان نیز همان گونە با ایران در رقابت بود و با انهمە زیرساختها و نفت و معادن کمترین کار بود کە کردە بود.

سیاست مدرن با شعار اداره نمی‌شود؛ با نهاد اداره می‌شود.
و هر پروژه سیاسی که پیش از طراحی نهادهای مستقل، بر محور چهره‌ها شکل بگیرد، بالقوه مستعد بازتولید اقتدارگرایی است ، حتی اگر با نیت آزادی آغاز شو، اما رضا پهلوی تا بە امروز هیچ پروژە و نهاد و حتی در ادارە زندگی خود نیز موفق نبودە است چە انکە ادارە کشور یا رهبری یک انقلابی.

توسعه بدون مشارکت سیاسی، در نهایت مشروعیت خود را از دست می‌دهد. این همان شکافی بود که به انفجار ۱۳۵۷ انجامید. اگر از آن تجربه درس نگیریم، تاریخ صرفاً نام‌ها را عوض می‌کند، نه الگوها را. جامعه‌ای که از بحران، سرکوب و بن‌بست خسته است، طبیعی است که به دنبال چهره‌ای نمادین بگردد. این نه ضعف مردم، بلکه واکنش انسانی به بن‌بست است. اما خطر آنجاست که نماد جای ساختار را بگیرد.
و وقتی ساختار تعریف نشود، قدرت خود مسیرش را تعریف می‌کند.٥٧ نشان داد که شور انقلابی می‌تواند به تمرکز قدرت بینجامد. اگر امروز هم سازوکارهای دقیق شفافیتی تعریف نشود، و اعتماد سازی نشود. هیچ تضمینی وجود ندارد. انگونە که  بوی میاید چرخه تکرارشدنی است.

نقد رضا پهلوی، دشمنی نە با جامعه است و نە پشتوانە از این رژیم و نە عضو مجاهدین بودن و نە تجزیە طلبی است. پرسیدن درباره ساختار آینده، تخریب امید واصرار بر شفافیت، تضعیف گذار نیست.
جامعه‌ای که در مونیخ بودند سؤال نپرسیدند، دوباره هزینه خواهد داد از بهشت زهرا تا مونیخ، یک درس روشن وجود دارد:
جمعیت می‌تواند تاریخ بسازد، اما اگر این جمعت از دست سرکوب امروز بە رضا شاه پناه ببرد، همانند پدرانشان از دست سلطنت و پدر رضا پهلوی  بە روحانیون پناە بردند. تنها بخاطر پدرش باشد نە هیچ خصوصیاتی از رهبری یک انقلاب، پس ان را میدانیم کە با شما درمورد  قانون و حقوق  گفت‌وگو کردن سرانجامی ندارد. شما راەی را میروید کە بسیجیان و ساواک رفتەاند و جنگی داخلی  برای ازادی در این مسیر کە شما قدم گذاشتەاید وجود دارد شما کە نمیدانید شعار نازیستی سر میدهید.


10 ڕۆژ و 5 کاتژمێر و 50 خوله‌ک له‌مه‌وپێش‌

ده‌رباره‌ی ئێمه به کورتی


لێره‌‌‌ ده‌‌‌رباره‌‌‌ی خۆتان بنووسن به کورتی

په‌یوه‌ندی


ناوه‌‌‌ندی ڕاگه‌‌‌یاندنی یه‌‌‌کێتی شۆڕشگێرانی کوردستان
[email protected]

تۆڕە کۆمەڵایەتیەکان


1- لینکی فه‌‌‌یسبووک
٢/ لینکی یوتوب

٣/ لینکی تویته‌‌‌ر