کوردستان امروز تنها درگیر بحران اختلافات حزبی نیست؛ بلکه با واقعیتی تلختر روبهروست: از دست دادن فرصتهای تاریخی که میتوانست مسیر آینده را تغییر دهد. فرصتهایی که با فداکاری هزاران انسان، با خون، زندان، تبعید و رنج ساخته شدند، اما بهدلیل نبود ارادهی جمعی و انسجام سیاسی، به نتیجهای درخور نرسیدند.
انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» یکی از بزرگترین این فرصتها بود؛ خیزشی که نهتنها کوردستان، بلکه وجدان منطقه را تکان داد. جنبشی که میتوانست نقطهی اتصال مبارزهی کوردستانی با یک مطالبهی فراگیر انسانی و دموکراتیک باشد. اما نبود هماهنگی، اختلافات سیاسی، و محاسبات کوتاهمدت حزبی، اجازه نداد این سرمایهی عظیم به نیرویی سازمانیافته و پایدار تبدیل شود.
در ماههای گذشته، اعتراضات جنوب روژهلات کوردستان نیز بار دیگر نشان داد که جامعه زنده و فداکارانە آمادهی تغییر. هزاران نفر هزینه دادند، قربانی شدند، و صدای اعتراض را بلند کردند. با این حال، بار دیگر نظام حاکم، بدون کمترین پاسخگویی نسبت به جنایاتش، از این مرحله در حال عبور است؛ نه به این دلیل که قدرتمندتر شده، بلکه چون ما نتوانستیم فشار اجتماعی را به کنش سیاسی مؤثر تبدیل کنیم.
هر روزی که بدون اتحاد و راهبرد مشترک میگذرد، روزی به عمر حکومتی جنایتکار افزوده میشود.
احزاب کوردی نمیتوانند در برابر این واقعیت شانه خالی کنند. زمانی که مردم در خیابانها هزینه میدهند اما سیاستمداران در اتاقهای بسته به رقابتهای درونی مشغولاند، شکاف خطرناکی شکل میگیرد. شکافی که نتیجهاش فرسایش امید و تکرار شکست است.
مسئله فقط سرکوب بیرونی نیست؛ مسئله این است که چگونه فقدان اتحاد و پاسخگویی، بزرگترین سرمایهی ما یعنی فداکاری مردم را به فرصتهای سوخته تبدیل کرده است.
امروز اتحاد دیگر یک انتخاب اخلاقی یا شعار تبلیغاتی نیست؛ ضرورتی تاریخی است. اتحادی که بر پایهی شفافیت، مسئولیتپذیری، و احترام به ارادهی مردم شکل نگیرد، نهتنها راهگشا نیست، بلکه خود بخشی از بحران خواهد بود.
کردستان دیگر توان تکرار تاریخ را ندارد. خونهایی که ریخته شد، اعتراضهایی که سرکوب شد، و فرصتهایی که از دست رفت، همه گواه این حقیقتاند که زمان به نفع ما کار نمیکند.
کوردستان ملک حزب نیست، میدان رقابت هم نیست؛ خانهی مردمی است که بارها ثابت کردهاند برای آزادی آمادهی هزینەیی بالای پرداخت کردەاند. اگر سیاست نتواند همپای این فداکاری حرکت کند، تاریخ نه مردم، بلکه سیاستمداران را مسئول خواهد دانست.
فرصتها یکییکی میگذرند؛
یا از آنها پلی بهسوی آینده میسازیم،
یا دوباره، با حسرت، از کنارشان عبور میکنیم.